خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (3) کلاس دوازدهم معارف

درس 7: جنگ جهانی اوّل

بازدید4/7 K
تاریخ بروزرسانی1403/11/7

مقدمه

جنگ جهانی اول (1293-1297 ش / 1918-1914 م) که با عنوان‌های جنگ بین‌الملل اول یا جنگ بزرگ نیز از آن یاد می‌شود، یکی از رویدادهای مهم تاریخ بشر به‌شمار می‌رود. این جنگ نقشی تعیین کننده در رخدادها و تحولات جهان در قرن بیستم میلادی داشت. شما در این درس با مطالعهٔ زمینه‌ها و علل این رویداد عظیم، تأثیرات و پیامدهای آن را در کشورهای مختلف جهان، به خصوص ایران، بررسی و تحلیل خواهید کرد.

زمینه‌ها و علل جنگ جهانی اول

عمدۀ تحولات تاریخ جهان، به‌ویژه اروپا، در قرن 19م متأثر از تأثیرات و پیامدهای انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب صنعتی بود. مهم‌ترین این تحولات عبارت‌اند از: تداوم و گسترش رقابت‌های استعماری، رشد اندیشۀ ملی‌گرایی (ناسیونالیسم) و ظهور قدرت‌های جدید.

الف) تداوم و گسترش استعمار

با وقوع انقلاب صنعتی و ساخت سلاح‌های پیشرفته مانند تفنگ، توپ و کشتی‌های جنگی، توان سیاسی ـ نظامی دولت‌های اروپایی و سیاست‌های استعماری آنان به طرز چشمگیری توسعه یافت قدرت‌های استعمارگر، به‌ویژه انگلستان و فرانسه، با گسترش مستعمرات خود در قاره‌های آسیا، آفریقا، آمریکا و اقیانوسیه با یکدیگر به رقابت و ستیز برخاستند.

روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا نیز در سدهٔ 19م با قدرت یافتن دست به استعمار زدند.

نقشۀ مستعمرات دولت‌های اروپایی در مناطق مختلف جهان در 1914م

مقاومت در برابر استعمار؛ مردم بسیاری از مستعمره‌ها در قرن 19 و نیمهٔ اول قرن 20م در برابر ورود استعمارگران به سرزمینشان مقاومت کردند یا علیه سلطهٔ آنان جنبش‌های اعتراضی به راه انداختند. قیام مهدیون در سودان به رهبری مهدی سودانی در مقابل انگلیس، مبارزات مردم الجزایر به فرماندهی امیر عبدالقادر بر ضد ارتش فرانسه، اتحاد مسلمانان و هندوها بر ضد استعمار انگلیسی در هند و جنبش استقلال طلبانهٔ مردم آمریکای لاتین به رهبری سیمون بولیوار نمونه‌هایی از مبارزهٔ مردم در سرزمین‌های مستعمره بود.

مهاتما گاندی (1869 ـ 1948م)
سیمون بولیوار (1783 ـ1830م)

ب) رشد اندیشۀ ملی‌گرایی و ظهور قدرت‌های جدید

در سدهٔ 19م، دو جریان فکری ملی‌گرایی و آزادی‌خواهی در بسیاری از سرزمین‌ها و جوامع اروپایی پا گرفت و زمینه‌ساز شکل‌گیری کشورها و دولت‌های ملی جدیدی شد. تفکر ملی‌گرایی، مردمان و گروه‌های قومی را که تاریخ و فرهنگ و زبان مشترکی داشتند، برانگیخت تا با هم یکی شوند و زیر پرچم حکومتی یکپارچه و مستقل قرار گیرند. ایتالیایی‌ها، آلمانی‌ها، لهستانی‌ها، صرب‌ها و مجارها از جملهٔ این اقوام بودند که تحت تأثیر اندیشۀ ملی‌گرایی، برای تأسیس حکومت ملی به پا خاستند.

نگارۀ بیسمارک، صدراعظم آلمان (1815 ـ 1898م)

تشکیل اتحاد و اتفاق سه‌گانه؛ آلمان خواهان دستیابی به مقام یکِ قدرت جهانی بود، اما از نظر وسعت خاک و منابع طبیعی در تنگنا قرار داشت. به همین دلیل درصدد برآمد که از دو طریق به این هدف دست یابد: توسعه مناطق تحت نفوذ در اروپا و گسترش مستعمرات. اجرای هر کدام از این سیاست‌ها عواقبی برای آلمان در پی داشت. توسعه مناطق تحت نفوذ در اروپا باعث بالا رفتن سطح تنش بین آلمان و همسایگان اروپایی‌اش شد. دشمنی با فرانسه بر سر ایالت‌های مرزی و کشمکش با روسیه بر سر شبه‌جزیره بالکان از این دسته هستند. در واقع، آلمان همه دوستان اروپایی خود، جز اتریش، را با خود دشمن کرده بود. گسترش مستعمرات نیز به رقابت و درگیری با دیگر استعمارگران، به ویژه انگلستان، انجامید.

چنین شرایطی باعث شد این دوره در اروپا به دوران "صلح مسلح" معروف شود؛ یعنی دوره‌ای که کشورهای اروپایی بی‌آنکه درگیر جنگ باشند، اولاً از ترس یکدیگر به ساختن و انبار کردن سلاح‌های پیشرفته و آماده شدن برای جنگ می‌پرداختند و ثانیاً تلاش می‌کردند از طریق بستن پیمان‌های اتحاد سیاسی و نظامی، متحدان خود را افزایش دهند. در نتیجهٔ این پیمان‌ها، توازن قدرت در اروپا به این شکل درآمد: در یک طرف آلمان، اتریش و ایتالیا با عنوان اتحاد سه‌گانه (مثلث) در کنار یکدیگر قرار گرفتند و در مقابل، انگلستان، روسیه و فرانسه اتفاق سه‌گانه (مثلث) را تشکیل دادند. سرانجامِ تشدید رقابت‌ها و دشمنی‌ها، وقوع جنگ جهانی اول بود.

نگارۀ مراسم تاج‌گذاری ویلهلم اول در کاخ ورسای پاریس پس از شکست فرانسه

جنگ جهانی اول (1293-1297ش / 1914-1918م)

شروع جنگ

بالکان شبه‌جزیره‌ای است در جنوب شرقی اروپا که در قرن چهاردهم به تصرف امپراتوری عثمانی درآمد. در این شبه‌جزیره اقلیت‌های قومی (مانند صرب‌ها و اسلاوها) و اقلیت‌های مذهبی (مانند مسیحیان) زندگی می‌کردند. از قرن هجدهم، هم‌زمان با کاهش قدرت امپراتوری عثمانی، دخالت کشورهای اروپایی در بالکان به بهانه حمایت از این اقلیت‌ها افزایش یافت. این دخالت‌ها که به مسئله شرق معروف شده بود، به تدریج به جدایی بالکان از امپراتوری عثمانی انجامید، اما رقابت کشورهای اروپایی برای نفوذ در این منطقه ادامه داشت؛ به‌طور مثال، اتریش ادارهٔ بوسنی و هرزگوین را به دست گرفت و صربستان و رومانی با اینکه استقلال یافتند، ولی تحت نفوذ روسیه بودند. این شرایط باعث شد بحران و کشمکش در بالکان ادامه یابد و یک اتفاق در این منطقه به شروع جنگ جهانی اول منجر شود.

در روز 28 ژوئن 1914، ولیعهد اتریش و همسرش در سفری به سارایوو، پایتخت بوسنی، توسط یک صرب ملی‌گرای متعصب کشته شدند. دولت اتریش مصمم شد که عکس‌العمل شدیدی نشان دهد و در نهایت به صربستان اعلان جنگ داد. آلمان به جانبداری از اتریش وارد جنگ شد و روسیه به طرفداری از صرب‌ها به اتریش اعلان جنگ کرد. کشورهای عضو اتحاد و اتفاق مثلث به پشتیبانی از هم‌پیمانان مقابل هم صف‌آرایی کردند و جنگ جهانی اول آغاز شد. طرف‌های جنگ امیدوار بودند خیلی زود به پیروزی برسند، اما جنگ تا سال 1918 به مدت 4 سال ادامه یافت و آتش آن نه تنها اروپا، بلکه غرب آسیا (خاورمیانه) و برخی کشورهای تحت سلطه استعمار را نیز دربر گرفت.

رژۀ تانک‌ها در خیابان‌های لندن پس از جنگ جهانی اول
ناوگان جنگی آلمان در جنگ جهانی اول

انقلاب روسیه

همانطور که در درس سوم گفته شد، تزارهای روس از زمان پترکبیر برای به چنگ آوردن مستعمرات، برنامه‌هایی در جهت توسعه طلبی سیاسی و نظامی در پیش گرفتند که موجب شد روسیه وارد جنگ‌های متعدد در نقاط مختلف جهان شود. در حالی که بار اصلی این جنگ‌ها بر دوش مردم روسیه بود، ثروت حاصل از برنامه‌های استعماری تنها باعث عمیق‌تر شدن اختلاف طبقاتی در این کشور شد. این شرایط موجب شکل‌گیری گروه‌های مخالف علیه تزارها شد.

اوضاع و شرایط نابسامان دوران جنگ جهانی اول بر نارضایتی و خشم مردم روسیه از حکومت خودکامهٔ تزارها افزود. در نتیجه، عده‌ای از مخالفان به کمک واحدهایی از ارتش در پایتخت دست به شورش زدند و با تشکیل دولت موقت، تزار روس را برکنار کردند. در این میان، گروهی از انقلابیون سوسیالیست روسی معروف به بلشویک‌ها که در تبعید به سر می‌بردند، با حمایت آلمانی‌ها به روسیه بازگشتند. رهبر آنها، لنین پیرو کارل مارکس، فیلسوف معروف آلمانی بود و با نظام سرمایه‌داری مخالفت می‌کرد. او با طرح سه شعار اساسی: «صلح، زمین، نان»، «تسلط کارگران بر تولید» و «همۀ قدرت از آن شوراها» پشتیبانی سربازان، کشاورزان و کارگران را جلب کرد. انقلابیون بلشویک سرانجام، با تسخیر مقر حکومت موقت قدرت را به دست گرفتند (1296 ش/ نوامبر 1917 م). از آن پس، نام روسیه به اتحاد جماهیر شوروی تغییر یافت.

پایان جنگ

تقریباً سه سال از جنگ گذشته بود که آمریکا به آلمان اعلان جنگ داد. تا آن زمان آمریکا مستقیماً وارد جنگ نشده بود. با ورود نیروهای تازه نفس آمریکایی، ارتش متفقین ابتکار عمل را به دست گرفت و دولت‌های متحد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و جنگ جهانی اول پس از چهار سال و اندی در نوامبر 1918 / پاییز 1297 ش به پایان رسید.

غنائم جنگ میان فاتحان تقسیم شد و تمدن غرب مدرن، به آشکارترین شکل، باطن خود را نمایش داد. جنگ جهانی اول از همان آغاز، پایان بود، پایانی برای غرب و بلند پروازی‌های انسان مدرن.

آثار و پیامدهای جنگ

پیمان صلح ورسای؛ پس از خاتمهٔ جنگ، نمایندگانی از کشورهای مختلف، از جمله دولت‌های پیروز و شکست خورده در جنگ، با هدف عقد قرارداد صلح در کاخ ورسای پاریس گرد هم‌آمدند. پس از ماه‌ها مذاکره، پیمان نهایی صلح، که شامل چندین قرارداد جداگانه بود، با کشورهای مغلوب به امضا رسید. در این میان، پیمانی که با آلمان بسته شد، اهمیت بیشتری داشت. بر اساس این پیمان، مستعمرات آلمان میان متفقین تقسیم شد و بخش‌هایی از خاک این کشور به فرانسه و لهستان واگذار گردید. به‌علاوه، آلمانی‌ها ملزم به پرداخت غرامت به دولت‌های متفق و محدود نگه‌داشتن توان نظامی خود شدند.

فروپاشی عثمانی و تغییر نقشه سیاسی در غرب آسیا (خاورمیانه)

با شروع جنگ جهانی اول، دولت عثمانی به متحدین پیوست و هر چند در ابتدا توانست موفقیت‌هایی به‌دست آورد ولی در نهایت توسط نیروهای متفقین اشغال شد. این در حالی بود که به‌دنبال انقلاب در روسیه، این کشور از جبهه جنگ خارج شده بود و فرصت مناسبی برای انگلستان و فرانسه برای تقسیم سرزمین عثمانی میان یکدیگر فراهم شد. این دو کشور قبل از پایان جنگ قراردادی بین خود به امضا رساندند که به موجب آن با پایان جنگ، امپراتوری عثمانی فروپاشید و کشورهای کنونی ترکیه، عراق، سوریه، اردن، فلسطین، لبنان و عربستان شکل گرفتند. انگلستان سرپرستی عراق، اردن و فلسطین را برعهده گرفت و لبنان و سوریه تحت سرپرستی فرانسه درآمدند. در مذاکرات ورسای، انگلستان و فرانسه این قرارداد پنهانی را علنی نمودند و در توافقات نهایی گنجاندند.

بررسی و مقایسه نقشه‌های تاریخی (صفحهٔ 102 کتاب درسی)

 

با مقایسهٔ نقشهٔ سیاسی اروپا و خاورمیانه پیش از قرارداد ورسای و پس از آن، چند مورد از تغییرات مرزهای سیاسی را فهرست کنید.

تشکیل جامعهٔ ملل؛ «جامعه ملل» شکل اولیه «سازمان ملل» است. پس از جنگ جهانی اول با طراحی فاتحان جنگ، تشکلی با عضویت چهل کشور در ژنو سوئیس تأسیس شد تا سلطه قدرت‌های مستکبر بر دنیا که آن را «صلح و امنیت جهانی» می‌نامیدند، در معرض تهدید قرار نگیرد و رقبای بالقوه و بالفعل آنها توان و مجال قدرت یافتن نداشته باشند. با این حال، تشکیل جامعه ملل نتوانست جلوی درگیری و زیاده‌خواهی قدرت‌های مستکبر را بگیرد و مانع جنگ جهانی دوم شود.

تلفات و خسارت‌های انسانی و اقتصادی؛ جنگ جهانی اول تلفات و مصائب جانی، جسمی و روحی فراوانی به بار آورد و باعث ویرانی منابع و مراکز اقتصادی، تولیدی و مالی اروپا و دیگر مناطق جهان شد. بر اساس آمار رسمی، بیش از 9 میلیون نظامی در این جنگ کشته و ده‌ها میلیون نظامی مجروح، اسیر و مفقود شدند. به علاوه، میلیون‌ها غیرنظامی در سرتاسر جهان، بر اثر عملیات جنگی یا اتفاقات ناشی از جنگ مانند کمبود مواد غذایی و شیوع بیماری‌های همه‌گیر کشته، مجروح، بیمار و یا آواره شدند.

ایران در جنگ جهانی اول

هم‌زمان با آغاز جنگ بین‌الملل اول، ایران وضعی آشفته داشت و حکومت مشروطه به دلیل اختلاف‌های سیاسی داخلی، ضعف تشکیلات اداری و نظامی مشکلات اقتصادی و دخالت‌های فزاینده خارجی قادر به سروسامان دادن به امور و برقراری نظم و امنیت نبود.

اشغال نظامی ایران

دولت ایران پس از شروع جنگ جهانی اول، اعلام بی‌طرفی کرد اما کشورهای درگیر در جنگ، به خصوص انگلستان و روسیه، به بهانه‌های مختلفی آن را نقض کردند. در اوایل جنگ، مأموران و جاسوسان آلمانی در مناطق مختلف ایران به اقداماتی بر ضد دولت‌های اتفاق مثلث دست زدند. انگلستان و روسیه نیز همین موضوع را بهانهٔ لشکرکشی به ایران قرار دادند.

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 103 کتاب درسی)

 

1- به نظر شما، علت گرایش افکار عمومی ایرانیان به آلمان و دولت‌های متحد آن در جنگ جهانی اول چه بود؟
2- فیلم یتیم‌خانه ایران را که به برخی از حوادث اشغال ایران در جنگ جهانی اول و پیامدهای آن پرداخته است، دیده و درباره آن گفت‌وگو کنید.

انگلستان گروهی از افسران انگلیسی و مزدوران هندی را به ایران فرستاد و در بخش‌های جنوبی میهن ما، نیروی پلیس جنوب را تشکیل داد. نظامیان روسی نیز بخش وسیعی از نیمهٔ شمالی کشورمان را، که بر اساس معاهدهٔ 1907 منطقهٔ تحت نفوذ روسیه شناخته می‌شد، اشغال کردند. این دو دولت اشغالگر سپس در قرارداد 1915 ایران را به دو قسمت تقسیم کردند؛ نیمهٔ شمالی متعلق به روسیه و نیمۀ جنوبی سهم انگلستان شد. با شروع جنگ بزرگ، ارتش عثمانی نیز مناطقی از غرب کشور ما را اشغال کرد و با نیروهای متفقین درگیر شد.

مقاومت ایرانیان در برابر اشغالگران

اگر چه حکومت قاجار ارادهٔ محکم و توان کافی برای رویارویی با نیروهای اشغالگر را نداشت، اما مردم و به خصوص عشایر در قسمت‌های مختلف ایران مانند فارس، بوشهر و خوزستان، تحت تأثیر فتوای مراجع تقلید در برابر متجاوزان ایستادند و از استقلال وطن خویش تا سرحد جان دفاع کردند. دلاور مردان تنگستانی، دشتستانی و دشتی به فرماندهی رئیسعلی دلواری و مردم کازرون به رهبری ناصر دیوان کازرونی با شجاعت و شهامت با نیروهای انگلیسی نبرد کردند و ضربه‌های سنگینی به آنان وارد آوردند. عشایر عرب خوزستان نیز در «نبرد جهاد» غیورانه با قوای بیگانه جنگیدند.

ناصر دیوان کازرونی
ناصر دیوان کازرونی (1253ـ1321 ش)

آثار و نتایج جنگ

جنگ جهانی اول برای کشور ایران، که دولت و مردمش هیچ نقش و دخالتی در شروع و ادامۀ آن نداشتند، فاجعه‌آمیز و ویران کننده بود. این جنگ موجب قحطی بزرگی شد که در نتیجهٔ آن عدهٔ بسیار زیادی از هم‌وطنان ما به سبب گرسنگی، سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از آن به طرز دلخراشی جان دادند. به‌دلیل ضعف آمار و آمارگیری، نمی‌توان میزان تلفات انسانی کشور ما در جنگ‌جهانی اول را به شکل دقیق برآورد کرد، اما گزارش برخی از نویسندگان حکایت از آن دارد که جمعیت ایران پس از خاتمهٔ جنگ نسبت به ابتدای آن به شکل فجیع و دردناکی کاهش یافته بود. یکی از اصلی‌ترین مقدمات بروز این قحطی فراگیر، سیاست‌ها و اقدامات انگلستان در ایران بود. گزارش‌های مقامات انگلیسی مستقر در ایران اشاره می‌کند که خرید، جمع‌آوری و دپوی گسترده غله ایران برای تأمین نیروهای متفقین در جریان جنگ، از عوامل اصلی کمبود آن در ایران است. اگر ارزاق ایران، بین النهرین و هند به خطوط جنگ نمی‌رسید، چه بسا معادله پیروزی و شکست در جنگ جهانی اول دگرگون می‌شد.

جنگ جهانی اول و اشغال ایران، علاوه بر ویرانی اقتصادی و تلفات گستردهٔ انسانی، موجب تزلزل و بی‌ثباتی دولت مرکزی، تعطیلی مجلس شورای ملی و تضعیف بیشتر نظام مشروطه شد.

قرارداد 1919

به دنبال پیروزی انقلاب روسیه (نوامبر 1917م / پاییز 1296)، دولت بلشویکی این کشور نیروهایش را از ایران فراخواند. انگلستان با تقویت واحدهای نظامی خود، علاوه بر نواحی جنوبی، مناطقی از نیمهٔ‌شمالی ایران را نیز اشغال کرد. در آن زمان، حکومت ایران در نهایت ضعف و انحطاط سیاسی و اقتصادی بود و دولت مرکزی توان اعمال حاکمیت در بسیاری از مناطق کشور را نداشت.

در چنین شرایطی و در حالی که روس‌ها سرگرم جنگ داخلی بودند، انگلیسی‌ها فرصت را برای تحکیم نفوذ و سلطهٔ پایدار خود و تأمین منافع دراز مدتشان در ایران مغتنم شمردند و قرارداد 1919 را با دولت وثوق‌الدوله (1297_1299ش) منعقد کردند. به موجب قرارداد 1919، ادارهٔ امور دارایی و برخی دیگر از ادارات و وزارتخانه‌های ایران در اختیار انگلستان قرار می‌گرفت؛ مسئولیت تجدید سازمان و ایجاد ارتش یکپارچهٔ ایران و تأمین اسلحه و تدارکات آن نیز به افسران انگلیسی داده می‌شد. در عوض، انگلستان متعهد می‌شد که وامی در اختیار دولت ایران قرار دهد تا تحت نظارت کارشناسان انگلیسی هزینه شود. برخی مفاد این قرارداد پیش از آنکه به تصویب مجلس شورای ملی برسد، به اجرا گذاشته شد.

حسن وثوق‌الدوله
حسن وثوق‌الدوله (1254ـ 1329 ش)

قرارداد 1919 با مخالفت گسترده و شدید شخصیت‌های ملی، سیاسی و مذهبی، گروه‌ها و احزاب گوناگون در سرتاسر کشور روبرو شد. آیت‌الله سید حسن مدرس یکی از جدیدترین این مخالفان بود اعتراض به قرارداد 1919 و مخالفت با آن ادامه یافت و یکی از علل مهم سقوط دولت وثوق الدوله بود.

شهید آیت‌الله سید حسن مدرس (1249ـ1316ش)

بحث و گفت‌وگو (صفحهٔ 104 کتاب درسی)

 

پس از همفکری و مرور آموخته‌های قبلی درباره شیوه یا شیوه‌های معمول به قدرت رسیدن خاندان‌ها و سلسله‌ها در تاریخ ایران بحث و گفت‌وگو کنید.

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 104 کتاب درسی)

 

1- جنبش‌های ملی‌گرایی در اروپای مرکزی چه تأثیری بر وقوع جنگ جهانی داشت؟
2- تحلیل و قضاوت شما دربارۀ مهم‌ترین علت وقوع جنگ‌جهانی اول چیست؟
3- با استفاده از قوهٔ تخیل خود، حوادثی را که بر سر مردم آن زمان گذشته است در چند سطر بنویسید.
4- مفاد قرارداد 1919 چه بود و چرا با مخالفت گسترده شخصیت‌های ملی و مذهبی مواجه شد؟

درس 7: جنگ جهانی اوّل